در شرق آسیا با کشورهایی روبهرو شدیم که تقریبا همگی تحت تأثیر قدرت و دیکتاتوری چین قرار گرفتن. شرق و جنوبشرق آسیا
دموکراسی را
یا بعد از شکست کامل آموخت،
یا با رشد اقتصادی مهار کرد،
یا اصلاً اجازه نداد متولد شود.
ژاپن آزادی را
پس از فروپاشیِ امپراتوری و بازنویسیِ دولت یاد گرفت.
کرهٔ جنوبی دموکراسی را
از دهان ارتش بیرون کشید؛
کرهٔ شمالی حتی سؤال را هم ممنوع کرد.
چین رشد را جایگزین آزادی کرد
و گفت «فعلاً کافی است».
تایوان نشان داد
چینبودن الزاماً بهمعنای اقتدارگرایی نیست.
هونگکنگ آزادی را داشت،
اما دولت را نه—و دقیقاً همانجا باخت.
ویتنام و لائوس
ثبات را بر انتخاب ترجیح دادند.
کامبوج دموکراسی را تجربه کرد،
اما آن را به شخص فروخت.
میانمار خواست عبور کند،
اما ارتش خط پایان را جابهجا کرد.
مغولستان، آرام و بیسر و صدا،
ثابت کرد گاهی نبودِ تاریخِ امپراتوری
خود یک مزیت است.
برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:
info@NewshaCast.com
See omnystudio.com/listener for privacy information.
show more