آفریقا=استعمار کامل را پیچیده میکند. یا لیبریا که با مدل متفاوتی از دولتسازی متولد شد. پس حواسمان باشد سادهسازی، دشمن دقت است.
میرویم سراغ سه پهنه: شرق، غرب، جنوب.
شرق آفریقا
(کنیا، تانزانیا، اوگاندا، اتیوپی، سومالی، رواندا، بوروندی، جیبوتی، اریتره، سیشل و …)
شرق، آزمایشگاه تضادهاست.
از شاخ آفریقا با منازعات ژئوپلیتیک و بحرانهای مزمن حکمرانی، تا رواندا که بعد از نسلکشی ۱۹۹۴، با مدلی از «توسعه اقتدارگرا» خودش را بازسازی کرد.
اینجا دو خط همزمان حرکت میکند:
رشد اقتصادی شهری (نایروبی، آدیسآبابا)
شکنندگی سیاسی و اقلیمی در پیرامون
کنیا و تانزانیا موتور گردشگری و خدماتاند؛ اتیوپی با جمعیت عظیمش آیندهساز بالقوه است اما درگیر شکافهای قومی؛ سومالی نماد دولت-ملت ناتمام.
شرق آفریقا یعنی: جوانی جمعیت + جاهطلبی دیجیتال + زخمهای حلنشده تاریخی.
غرب آفریقا
(نیجریه، غنا، سنگال، مالی، نیجر، ساحل عاج، گامبیا، سیرالئون، لیبریا و …)
اگر بخواهم بیرحمانه بگویم: غرب آفریقا قلب تپنده است، اما با آریتمی سیاسی.
نیجریه بهتنهایی یک قاره است؛ نفت، موسیقی، جمعیت، فساد، نوآوری، افراطگرایی—همه در یک قاب.
غنا نمونهای از ثبات نسبی دموکراتیک.
منطقه ساحل (مالی، نیجر) درگیر کودتاهای پیاپی و نفوذ نظامی خارجی.
استثنای مهم: با وجود موج کودتاها، جامعه مدنی در بسیاری کشورها فعالتر از روایت رسانهای است.
اقتصاد غیررسمی اینجا ستون واقعی بقاست.
غرب آفریقا یعنی: انرژی فرهنگی بیحد + بیثباتی ساختاری + پتانسیل اقتصادی عظیم که هنوز مهار نشده.
جنوب آفریقا
(آفریقای جنوبی، نامیبیا، بوتسوانا، زیمبابوه، زامبیا، موزامبیک، لسوتو، اسواتینی و …)
اینجا میراث آپارتاید و استعمار معدنی هنوز سایه دارد.
آفریقای جنوبی پیچیدهترین نمونه است:
دموکراسی پیشرفته در قانون، نابرابری عمیق در عمل.
بوتسوانا استثنای درخشان حکمرانی نسبتاً موفق در قاره.
زیمبابوه نمونه فروپاشی اقتصادی با تصمیمات سیاسی غلط.
جنوب یعنی منابع طبیعی فراوان + مسئله توزیع عادلانه + شکاف طبقاتی مزمن.
برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:
info@NewshaCast.com
Hosted by Simplecast, an AdsWizz company. See pcm.adswizz.com for information about our collection and use of personal data for advertising.
show more