رابطهٔ جیمز جویس و نورا بارناکل از معدود پیوندهایی است که همزمان زیسته، نوشته شده و به ادبیات مدرن شکل داده است. آنها در ۱۹۰۴ یکدیگر را یافتند و بیش از چهار دهه—در تبعید، فقر، بیماری، سانسور و بیثباتی—کنار هم ماندند. نورا نه صرفاً «همسر نویسنده»، بلکه نیروی پایدارکنندهٔ زندگی جویس بود: زنی بیادعا و زمینی که در برابر ذهنی وسواسی، شکننده و بیقرار ایستاد. نامههای جویس به نورا—صریح، بیپروا و گاه شوکآور—نه فقط اعترافهای عاشقانه، که آزمایشگاه زباناند؛ جایی که میل، صدا، تکرار و شکستن نحو، راه خود را به «اولیس» و «بیداری فینیگنها» باز میکند.
در این مکاتبات، عشق به شکل قراردادهای متعارف محدود نمیشود؛ بدن، خیال و کلمه درهم میتنند. نورا مخاطبی است که جویس برایش خطر میکند، و همین خطرپذیری زبان او را رها میسازد. در سوی دیگر، نامههای نورا—کمحرفتر اما صریح—نشان میدهد که این رابطه یکسویه نیست: تعادل میان نبوغ و زندگی روزمره، میان افراط ذهنی و نیازهای ملموس. آنها دیر ازدواج کردند، اما زود به هم وفادار شدند؛ وفاداریای که نه اخلاقی، بلکه وجودی بود.
این چهل سال نامهنگاری، آرشیوی از عشق مدرن است: عشقی که از مرزهای نجابت قرن نوزدهم عبور میکند، اما به ابتذال فرو نمیغلتد؛ عشقی که بهجای ایدهآلسازی، بر استمرار بنا شده است. اگر جویس زبان قرن بیستم را دگرگون کرد، نورا کسی بود که این زبان را به زندگی گره زد—و همین گره است که هنوز خواندنی است.
این اپیزود با صدای علی دریاکناری، علی جدیدی، کاترین کشکر و با تدوین مهرداد نعیمی ساخته شده است.
راستی کلمه شب تاب رو جستجو کنید و پادکست دوم ما رو که به مطالب علمی و تحلیلی میپردازه گوش بدید. مطمئنم پشیمون نمیشید.
Hosted by Simplecast, an AdsWizz company. See pcm.adswizz.com for information about our collection and use of personal data for advertising.
show more