واسیلی آندریویچ، تاجر ثروتمند و جاهطلبی از یک شهر کوچک است که تصمیم میگیرد برای خرید ملکی جدید به روستای مجاور سفر کند. با وجود هشدار اطرافیان دربارهی طوفان پیشرو، بیتوجه به خطر، با نیکیتا، خدمتکار وفادار و سادهدلش، سوار سورتمه میشود و به دل برف و یخبندان میزند. طوفان شدت میگیرد و آنها راه را گم میکنند. در برف و سرما سرگردان میشوند و سرانجام در مکانی ناشناخته گیر میافتند.
برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:
info@NewshaCast.com