طهران را از نگاه کسانی میخوانیم که خود، همچون این شهر، بیقرار و سیالاند: مسافران.
به ملاقات طهران میرویم؛ همچون میزبانی که خود، مسافری است با چمدانی از پیشداوریهایش.
میشنویم که چگونه سفرنامهنویسان کوشیدند تا طنین وجودش را در قفس کلمات به دام اندازند.
اما طهران، رسم رمیدن را نیک میشناسد... بهراستی که «شهر فرنگ» است؛ جعبهی جادویی که بیوقفه، نگارههای رنگارنگ و گذرایش را به تماشا میگذارد.
و چه شگفتیهایی که این جعبه برای چشمان کنجکاو غریبهها به ارمغان نیاورده است!
طهران، همچون انسانی است کامل با همهی ابعاد متضادش؛ از شکوهش که چشمنواز است تا زشتیاش که دل را میفشرد.
امروز، آن روایتها در لابهلای سفرنامهها زنده ماندهاند: گواهی بر شگفتی، سرگردانی و دلدادگی مسافران به شهری که هماره در میانهی عشق و نفرت، در میانهی ستایش و حسرت، زیسته است.
با این همه، طهران هنوز راز خود را تماماً نمایان نکرده است.
مسافر در جستجوی اوست، و او در آیینهی نگاه مسافران، دمادم از نو زاده میشود.
و شاید برای شناختنش، گاهی باید در آیینهی نگاه رهگذرانش نگریست.
کدام طهران، تهران ماست؟
Hosted by Simplecast, an AdsWizz company. See pcm.adswizz.com for information about our collection and use of personal data for advertising.
show more