در روزهایِ اول، نامش را بر زبان نمیآوردیم.
میگفتیم: «چیزی نیست… تمام میشود.»
اما لحظه به لحظه که میگذشت، جنگ مثل سایه—آرام، خزنده، بیصدا—
از دیوار بالا میرفت،
بر سقفها مینشست،
به اتاقها سرک میکشید،
و کمکم، جانِ همهمان را میفشرد.
جنگ همیشه از مرزها آغاز نمیشود.
گاهی در دلِ خانههای ماست؛
در اتاقهایی که یکشبه به پناهگاه بدل میشوند.
در ظرفهایِ شستهای که روی آبچکان ردیفاند—سربازانِ خاموشِ مقاومتِ روزمرهی ما.
صفحهی اینستاگرام:
برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:
info@NewshaCast.com
See omnystudio.com/listener for privacy information.
show more